سلام دوستان
متاسفانه ما کرونا گرفتیم
مامان و بابام چهارمین شبه که بیمارستان بسترین و من خونه تنهایی با کرونا میگذرونم
خداروشکر نوع خفیفش رو گرفتیم اما مامان و بابام باید بستری میشدن
بعدا میام و از این چندین وقت که گذشت مینویسم
اما فعلا باید خیالم جمع بشه که مامان و بابا برگشتن خونه
برامون دعا کنید که زودتر خوب خوب بشیم❤
+حتما وقتی اومدم بهتون سر میزنم خیلی دلم براتون تنگ شده
دکتر نوشت...ما را در سایت دکتر نوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 1:36
ما را در سایت دکتر نوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 106 تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 1:36
ما را در سایت دکتر نوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 129 تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 1:36
روزی که رفتیم پارک نیاوران و توی بارون قدم زدیم یکی از بهترین خاطرات زندگی منهاون روز رفتیم پاساژای اطراف پارک نیاورانو گشتیم و برگشت به قدری بارون شدید شده بود که تا ماشین دویدیموقتی رسیدیم تو ماشین از ته دلم اقای میم رو بوسیدم و بهش گفتم که خوشح دکتر نوشت...ما را در سایت دکتر نوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 1:36
قبل از عید خانواده اقای میم اومدن خونمون و قرارها گذاشته شدبله برونم هشتم شد.نشونم رو باهم رفتیم خریدیم و بعدش رفتیم خونشون و مامان و باباش حلقه م رو دیدنکلی خوشحال شدن و بهمون تبریک گفتنروز اول عید بعد از سال تحویل اقای میم اومد دنبالم تا باهم ب دکتر نوشت...ما را در سایت دکتر نوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 1:36
روز قبل از بله برون تقریبا همه چیز دیگه اوکی شده بود و خانواده ها زحمت همه چیزو کشیده بودناز نوبت گرفتن توی ارایشگاه تا گل آرایی استند و درست کردن جایگاه و چیدن صندلیاروز قبل از بله برون قرار شد بریم ازمایش که خیالمون جمع باشه که این چهارماهی که با دکتر نوشت...ما را در سایت دکتر نوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 1:36